واژهنامه تخصصی فیزیوتراپی
۱۵ اصطلاح تخصصی به زبان ساده — با معادل انگلیسی و تعریف دقیق.
فیزیوتراپی
Physiotherapy
حوزهای از علوم پزشکی که با استفاده از حرکت، تمرین، آموزش و ابزارهای فیزیکی، عملکرد بدن را بهبود میبخشد.
مانیوال تراپی
Manual Therapy
تکنیک درمانی که با دستهای فیزیوتراپیست روی مفاصل و بافتهای نرم انجام میشود تا دامنه حرکتی را بهبود ببخشد و درد را کاهش دهد.
تمرین درمانی
Therapeutic Exercise
برنامه تمرینات هدفمند که برای تقویت، کشش یا بهبود هماهنگی عضلات طراحی شده است.
الکتراپی
Electrotherapy
استفاده از جریان الکتریکی (مثل TENS، اولتراسوند) برای مدیریت درد و تسریع ترمیم بافت.
پراپریوسپشن
Proprioception
حس درک بدن از موقعیت مفاصل در فضا، که برای تعادل و هماهنگی حرکتی ضروری است.
عضلات مرکزی
Core Muscles
گروه عضلات شکم، کمر و لگن که ستون فقرات را ثابت نگه میدارند و پایه تمام حرکات بدن هستند.
دیسک کمر
Lumbar Disc Herniation
بیرونزدگی دیسک بین مهرهای که روی ریشه عصبی فشار میآورد و باعث درد پا (سیاتیک) میشود.
آرتروز
Osteoarthritis
ساییدگی تدریجی غضروف مفصل که با درد، تورم و محدودیت حرکتی همراه است.
بازتوانی
Rehabilitation
فرایند درمانی که هدف آن بازگردانی حداکثری عملکرد بدن پس از آسیب یا بیماری است.
بیوفیدبک
Biofeedback
تکنیکی که به بیمار کمک میکند با مشاهده سیگنالهای بدن، کنترل voluntary روی عضلات پیدا کند.
رنج حرکتی
Range of Motion (ROM)
میزان حرکت یک مفصل از حالت خم کامل تا صاف کامل، که با گونیامتر اندازهگیری میشود.
ایزومتریک
Isometric
نوع انقباض عضلانی که در آن عضله منقبض میشود اما طول آن تغییر نمیکند (بدون حرکت مفصل).
شانه یخزده
Frozen Shoulder (Adhesive Capsulitis)
سفتی و درد تدریجی مفصل شانه که در سه فاز یخبندان، یخزده و ذوبشدن پیش میرود.
کف لگن
Pelvic Floor
گروه عضلات که کف لگن را تشکیل میدهند و از اندامهای لگنی (مثانه، رحم، روده) حمایت میکنند.
مککنزی
McKenzie Method
روش ارزیابی و درمان کمردرد و گردندرد که بر اساس حرکات تکراری ستون فقرات طراحی شده است.